تبليغاتX
غزلستان - یاری که من دارم

غزلستان

دنیای غزل های ناب فارسی

یاری که من دارم

این هم یه غزل خوشگل از رهی معیری  امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادت نره عزیز - باشه
نداند رسم ياري بيوفا ياري که من دارم
به آزار دلم کوشد دلازاري که من دارم
 
وگر دل را به صد خواري رهانم از گرفتاري
دلازاري دگر جويد ، دل آزاري که من دارم
 
به خاک من نيفتد ، سايه سرو بلند او
ببين کوتاهي بخت نگون ساري که من دارم
 
گهي خاري کشم از پا ، گهي دستي زنم بر سر
به کوي دلفريبان ، اين بود کاري که من دارم
 
دل رنجور من از سينه  ، هر دم مي رود سويي
زبستر ميگريزد طفل بيماري که من دارم
 
زپند همنشين ، درد جگر سوزم فزون تر شد
هلاکم مي کند آخر ، پرستاري که من دارم
 
رهي ، آن مه به سوي من به چشم ديگران بيند
نداند قيمت يوسف ، خريداري که من دارم
+ نوشته شده در  جمعه 11 آذر1384ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط حمید رضا   |